حلما جونمحلما جونم، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره
پیوند عشق ماپیوند عشق ما، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره
مامان حلمامامان حلما، تا این لحظه: 38 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره
بابا حلمابابا حلما، تا این لحظه: 39 سال و 7 ماه و 28 روز سن داره
شروع وبلاگمشروع وبلاگم، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

خاطرات سیسمونی وتولد حلما جونی

حلمای 5 ماهه من

          عکسها با عدد 5 چند روز اینده اضافه خواهد شد حتما سر بزنید کلی برا گرفتن عکسها زحمت  کشیدم مامان جونی                             کارهای که تو5 ماهگی یاد گرفتی  یه 30ثانیه میشینی بدون تکیه گاه پاتو هی میکوبی به اون یکی حرف زدنت هم عوض شده یه جور دیگه بقل بقو  میکنی وقتی هم نمیتونی حرف بزنی عصبی میشی گریه میکنی 4ماه چند روزه بودی که شلوارتو میگرفتی پاتو بالا می اوردی اما4ماه25 روزت بود که پاتو بادست گرفتی بردی ...
2 آذر 1394

حلما جون 5ماهه شد شکر خدا

سلام گل قشنگم شما دیروز 5 ماهه شدی شکر خدا  مامان دیروز صبح همش چم انتظار بود که ساعت بشه 9:25 صبح لحظه ای که فرشته تو دلیش زمینی شد  وبه یمن وجودت مادر شد  وای که بعد اون همه سختی درد صدای گریت قشنگ ترین صدای  بود که تو تمام عمرم شنیده بودم موجودی که تا چند ساعت پیش جز ظربات دست پای کوچکش  به شکمم چیزی ازش نمیدونستم حالا با صدای  ظریف زیبا گریه میکرد و به من میگفت که مادر شدم  دیدن روی ماهت لمس صورت چقدر دلنشین بود چقدر زیبا اولین بوسیدنت  وقتی خانم پرستار صورتت رو به صورت مامان نزدیک کرد شما میخواستی لپ مامانو بخو...
2 آذر 1394

دایی جونم زود خوب شو

دادیی جون الههییییی عملت خوب بیش بره بدون مشکل بیایی بیرون   خدا جون مامان جون باباجونم که الان پشت در اتاق عملن رو    در پناه خودت بگیر خدا جونم خودت    کمکمون کن   امروز 1 اذر 94 دایی حلما چند روزی که عمل کرده خدارو شکر که حالش خوبه عزیز دلم خیلی درد کشید خیلی غصه خوردم براش انقدر که حلما گلی شیرمو نمیخورد بمیرم برا بچم  امیدوارم هرچه زودتر دوران نقاهتش هم تموم بشه حالش خوبه خوب بشه از همه دوستای که برام پیام گذاشتن ممنونم هم دوستای که برام خصوصی پیام گذاشتن هم بقیه دوستان مرسی از محبتتون امید وارم هیچ کدومتون گرفتار این اتفاقها نشین ...
25 آبان 1394

از کمر درد تا سربازی تا عمل کمر دایی علی

سلام به همه دایی حلما جونی داداش گلم فردا صبح قرار کمرش رو عمل کنه براش دعا کنید بد جور دلواپسم خدا جونم همیه مریضا رو لباس افیت بپوشان داداشمو در پناه خودت نگه دار    دلم میخواد یه عالمه گریه کنم سلام هرکی الان این پست رو میخونه تورو خدا برا  داداشم دعا کنه الان رفته اتاق عمل ممنون دوستای گلم ...
25 آبان 1394

یه شب خیلی خیلی بد

سلام امشب خیلی سخت گذشت فردا میام میگم ولی الان شکر خدا خوابیدی   همین کنار من انشالله یه خواب حسابی بکنی مامان جون    خیلی برات غصه خوردم گلم ...
23 آبان 1394

عکسهای جشن دوماهگی

حلما گل 2ماهه من اخی چه کوچمولو بودی         برو ادامه مطلب عزیزم           در اخر عاشفتم دختری جانم که هر روز داری بزرگتر میشی   مامانی ببخشید که با تاخیر عکس هات رو میزارم اخه    اون موقع ها شما خیلی ازم انرژی میگرفتی   مامان جونی تو ماه گرد 2ماهگیت دایی علی برات یه کوچیک   گرفت مامان جون هم یه کادوی نقدی داد 50 تومن    ما هم از بیرون شام گرفتیم دور هم بودیم    به یمن وجودت   کادوی1 ماهگیت هم...
21 آبان 1394

یه سری از عکسای 4 ماهگی حلما جونی

سلام سلام دختر طلام   عکسای 4ماهگی البته با تاخیر اتلیه مامان حلمای             برو ادامه مطلب عشقم                           یعنی عاشق این عکستم         منتظر ادامش باشین حتما  ...
20 آبان 1394